‏نمایش پست‌ها با برچسب نوربرت وینر. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب نوربرت وینر. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ دی ۲۲, جمعه

يادداشت دوم از مجموعه‌ی نگاه ساختاری به كار ترجمه - تاملاتي تكميلي درباب سوءتفاهم تسلط


چند توضيح:
الف. اين نوشته طبيعتا ادامه جستار قبلي است. اما جنس تحليل‌هايش كمي تفاوت دارد. راستش اين است كه هدف ابتدايي‌ام همان بود كه در انتهاي يادداشت قبل آورده بودم. يعني پرداختن به ويژگي‌هاي مترجمان و تعريف مترجم خوب. و البته با همان لحن قبلي. اما ديدم كه ضروري است قبل از هر چيز روي نكته‌اي كلي‌تر و بسيار مهم انگشت گذاشت كه عميقا مورد غفلت قرار گرفته‌است و تا مورد بازنگري جدي قرار نگيرد هر تلاشي در حكم آب در هاون كوبيدن خواهد بود. بر همين اساس اين يادداشت به يك مشخصه‌ي خاص در فلسفه‌ي آموزش حاكم بر نظام آموزش در ايران مي‌پردازد و تلاش مي‌كند ارتباط آن را با ديگر ساختارهاي فرهنگ روشن كند. ادعا روشن است: تا وقتي كه اين بيماري درمان نشود در بر همين پاشنه خواهد چرخيد. به این ترتیب، بحث زیر بستری را فراهم می‌کند برای بحث‌های آینده در باب عادت‌های مترجم خوب، ویژگی‌های نقد صحیح و همچنین نحوه‌ی آموزش کار ترجمه به علاقمندان.

ب. در بحث زير من به مباحث پراگماتيست‌ها در باب آموزش - مخصوصا جان ديويي در كتاب دموكراسي و آموزش - نزديك مي‌شوم. هر چند كه بسياري از اين انديشه‌ها به پيش از آشنايي من با پراگماتيسم (به بيان دقيق‌تر، روايت ريچارد رورتي از پراگماتيسم) و جان ديويي بر مي‌گردد و حاصل انديشه‌ها و تجربه‌هاي طولاني خودم است در كار خودآموزي و آموزش. اما شباهت‌ها قابل انكار نيست، هر چند كه نقاط تاكيد فرق مي‌كند. به همين دليل قصد دارم در فرصتي ديگر به طور مفصل به جان ديويي و انتقادهايش به نظام آموزش سنتي در امريكا بپردازم. پس براي اجتناب از تكرار مباحث، در يادداشت زير مباحث مشترك با ديويي را نياورده‌ام. اين يعني يادداشت سوم اين مجموعه صرفا به جان ديويي اختصاص خواهد داشت.

ج. ماهيت بحث به گونه‌اي است كه بيان خطي مباحث كمي در آن دشوار است. ارتباط‌هاي متعدد و متنوعي ميان پاره‌هاي مختلف بحث وجود دارد كه طرح همه‌ي آنها در روندي خطي دشوار مي‌نمايد. در نتيجه، ناگزير آنها را در قالب قطعاتي آورده‌ام كه كم‌كم و با كمك هم پازل كلي را تكميل مي‌كنند.

۱۳۹۰ مرداد ۷, جمعه

نوربرت وینر: سیبرنتیک و اهریمنان مانوی و اگوستینی در طبیعت

1-   به نظرم می‌آید که نوربرت وینر یکی از آن اعجوبه‌های قرن بیستم میلادی بوده‌است. پدرش زبانشناس بود و خودش هم ریاضیات خوانده بود، اما بعدها علم سیبرنتیک را پایه‌گذاری کرد که امروز در بیشتر رشته‌های علمی ازش استفاده می‌شود. مخصوصا به خاطر مفهوم بسیار ارزشمند و طلایی  فیدبک. خود وینر در کتابش به نام " استفاده‌ی انسانی از انسان‌ها؛ سیبرنتیک و جامعه"، سیبرنتیک را مطالعه‌ی کنترل و ارتباطات در انسان‌ها و ماشین‌ها تعریف می‌کند. امروزه این علم، آن‌طور که مدخل ویکی‌پدیا آورده، شامل مطالعه‌ی فیدبک، جعبه‌های سیاه و مفاهیم مشتقی از قبیل ارتباطات و کنترل در ارگانیسم‌های زنده، ماشین‌ها و سازمان ها می‌شود و تمرکزش بر این است که چگونه سیستم‌های زنده و ماشینی اطلاعات را پردازش می‌کنند، به اطلاعات واکنش نشان می‌دهند و برای انجام بهتر این دو وظیفه خودشان را تغییر می‌دهند. باز هم با کمک مدخل ویکی‌پدیا می‌فهمیم که لوئیس کوفیگنال تعریف فلسفی‌تری از این واژه ارائه کرده: "سیبرنتیک هنر کسب اطمینان از سودمندی عمل است." تازه‌ترین تعریف را از این واژه، لوئیس کافمن ارائه کرده‌است: "سیبرنتیک مطالعه‌ی سیستم‌ها و فرآیندهایی است که وارد تعامل با خود می‌شوند و خود را از خود تولید می‌کنند." دانشمندان سایبرنتیک این حوزه‌ها را مورد مطالعه قرار می دهند: یادگیری، شناخت، سازگاری، کنترل اجتماعی، ارتباطات و غیره. رشته‌های جامعه‌شناسی، فلسفه، روانشناسی، انسان‌شناسی و حتی الهیات نیز از سیبرنتیک تاثیر پذیرفته‌اند یا روی آن اثر گذاشته‌اند. 
به عنوان کسی که از کودکی به مفهوم " یادگیری" علاقه داشته‌ام فکر می‌کنم که این علم و این آدم چیزهایی زیادی دارند که به علاقمندان به یادگیری بگویند. به‌علاوه، مفهوم " فیدبک" کمک زیادی به من کرده‌است؛ در مقام مترجم.