ه‍.ش. ۱۳۸۸ مرداد ۱۹, دوشنبه

مختصری در باره ی واحد ترجمه

چندی پیش متنی را برای ترجمه به خانم مترجمی دادم... ادعایش هم کمابیش زیاد بود و از همان گفتگوی اول گفت که می­خواهد اسمش به عنوان همکار مترجم ذکر شود. آنهم برای ترجمه­ی 25 صفحه از یک متن 300 صفحه­ای. طبیعتا نپذیرفتم. به دلایل بسیاری که ربطی به ادامه­ی بحث ندارند.
متن را ترجمه کرد و برگرداند. در یک کلام ترجمه­ی بدی بود. یعنی قابل اطمینان نبود. مجبور بودی تمام ترجمه را جمله به جمله با متن اصلی تطبیق دهی...و آنها که آشنای کارند می­دانند که چه کار طاقت فرسایی است.
ترجمه­اش به سندرم "واحد ترجمه" دچار بود. همان مشکلی که همه­ی مترجمان مبتدی گرفتار آنند...علی­رغم آنکه بنا به ادعا خودش هفت هشت سال بود که به طور حرفه­ای کار ترجمه می­کرد هنوز کارش سراسر اشکال بود. هر جا که متن را فهمیده بود ترجمه کرده بود و هر جا که فهم متن به اندک تلاش ذهنی و احیانا جستجو در منابع نیاز داشت راحت­ترین کار ممکن را برگزیده بود. یک فرهنگ لغت گذاشته بود کنارش و معادل کلمات را ردیف کرده بود. کلمه در مقابل کلمه...چشم در مقابل چشم!
خنده­دارترین جمله­اش این بود: ناخن­هایش را کندند و در پیشانی­اش فرو کردند( توضیح بدهم که متن در مورد عراق بود و شکنجه­های زمان صدام. یکی از مخالفان شیعه را گرفته بودند و نوبت شکنجه رسیده بود. اصل متن را نیاوردم برای اینکه کشف نادرست بودن این ترجمه به هیچ وجه نیازی به اصل متن ندارد. یعنی یک بچه­ی ده ساله هم می­فهمد که این جمله بی­معناست)
از او پرسیدم این جمله­ای که ترجمه کرده­ای یعنی چه؟ گفت متن همین است. گفتم قبول...اما آیا می­توانی چنین کاری را تصور کنی. آیا آنها مشغول یک نمایش کمدی بوده­اند؟ گفت که در هنگام شکنجه هر کاری می­کنند. گفتم قبول..اما آیا این کار درد هم دارد؟ یعنی فرو کردن ناخن در پیشانی خیلی دردناک است؟ طبعا جوابی نداشت که بدهد...یعنی هنگام ترجمه ی متن از خودش نپرسیده بود که چطور؟ به بیان صریح­تر نیازی به این کار ندیده بود...در نظرش لازم نبود که متن را با امر واقع مقایسه کرد. کافی بود در مقابل هر کلمه واژه­ی معادلش را گذاشت.
مشکل در ترجمه­ی واژه nail بود و معنای درست متن هم این بود که در پیشانی­اش میخ فرو کردند. اما او واژه­ی انگلیسی را به معنای ناخن گرفته بود...
......
سندرم "واحد ترجمه" مشکل همه­ی مترجمان تازه­کار است. آنها فکر می­کنند که نیازی به فهم متن نیست و کافی است در مقابل هر کلمه­ی متن معادل فارسی­اش را گذاشت...به بیان فنی­تر آنها می­اندیشند که واحد ترجمه "کلمه" است . باید در مقابل هر کلمه­ی متن مبدا کلمه­ای در متن مقصد گذاشت....کلمه در مقابل کلمه...چشم در مقابل چشم...
اولین قدم برای پیشرفت در ترجمه رها کردن این سوء تفاهم است. کلمه هیچ­گاه نمی­تواند واحد ترجمه قرار گیرد...این گزاره ارتباطی هم به بحث کهنه­ی "وفاداری یا زیبایی" ندارد(در یک فرصت دیگر به این مساله خواهیم پرداخت). در مرحله­ی اول باید متن را فهمید و بعد ترجمه­اش کرد. اول برادری­ات را ثابت کن بعد ارث بخواه. مترجمی که واحد ترجمه را کلمه می­گیرد می­اندیشد که نیازی به فهم متن نیست.
*
بسیار پیش می­آید که از من می­پرسند چطور می­توان مترجم خوبی بود. جواب­ها دیگر تکراری شده­اند. تسلط بر زبان مبدا، تسلط بر زبان مقصد...اینها درست. اما چطور می­توان بر این دو زبان تسلط داشت؟ اصلا تسلط بر یک زبان به چه معناست؟
یک سووال تکراری دیگر: یعنی شما معنای هر کلمه­ی انگلیسی­ای را که ببینید می­دانید؟
جواب: معلوم است که نه. نه تنها در زبان انگلیسی که در زبان فارسی نیز بی­شمار کلمه و بی­شمار متن وجود دارد که من معنای آنها را نمی­دانم.
یادم می­آید که روزی محمد لگن هاوزن استاد آمریکایی­الاصل فلسفه در قم می­گفت: هوس ترجمه­ی وایتهد به سرت نزند. برای اینکه من کمکت نمی­کنم. پرسیدم چرا استاد؟ جواب داد: برای اینکه خودم هم بعضی جاهایش را نمی­فهمم! یک استاد فلسفه که زبان انگلیسی زبان مادری­اش است صراحتا می­گوید که از عهده­ی فهم یک متن قرن بیستمی بر نمی­آید!
با این توضیحات به نظر می­رسد که تسلط بر زبان راهگشا نیست...
می­توان بدون تسلط بر یک زبان مترجم خوبی بود...
اینجاست که دوباره پای "واحد ترجمه" به میان می­آید. یک مترجم حرفه­ای با استراتژی متفاوتی نسبت به مترجم مبتدی به متن نزدیک می­شود. بنای مترجم حرفه­ای بر فهم متن است. برخلاف مترجم مبتدی که در کوچه پس کوچه های واژه­ها خود را سرگرم کرده.
به بیان فنی­تر در نزد مترجم حرفه­ای واحد ترجمه کلمه و عبارت و حتی جمله نیست. واحد ترجمه معناست.
به این ترتیب فرق مترجم حرفه­ای و مبتدی در میزان تسلطشان بر زبان نیست...چه­بسا مترجم حرفه­ای نیز در برگرداندن یک واژه اشتباه کند. فرق این دو در استراتژی متفاوتی است که هنگام نزدیک شدن به متن بر می­گزینند. یکی متن را می­فهمد و دیگری کلمه را جایگزین می­کند.
در آینده بیشتر این دقیقه را باز خواهیم کرد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر