ه‍.ش. ۱۳۸۹ مهر ۱۷, شنبه

وظیفه ی حکومت در مواجهه با حملات مسلحانه چیست؟ ریشه یابی یا انتقام گیری.

در خبرها از قول مقامات نظامی و امنیتی ایران آمده است که دو عامل حمله ی تروریستی پنج شنبه در سنندج کشته شده اند. اینجا، اینجا  یا اینجا. در آن حمله ی تروریستی 5 نفر از اعضای پلیس کشته و 9 نفر نیز مجروح شده بودند.
چیزی که در این نوع خبررسانی بسیار جلب توجه می کند کاهش وظیفه ی نهادهای امنیتی از کشف ریشه های جرم و پیش گیری از آن به انتقام جویی صرف و کورکورانه از عاملان فرضی و احتمالی حادثه است. به بیان دیگر، حتی یک بار شاهد آن نیستیم که یکی از مقامات حکومتی، مثلا، در تلویزیون حاضر شده و اشاره ای هر چند گذرا به مباحث علمی در این زمینه – از قبیل ضرورت کشف انگیزه های مجرمان، تلاش برای جلوگیری از تکرار چنین حوادثی از راه شناخت دقیق عوامل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی موثر بر پدیده ی تروریسم و ...-  کند. گویی ماجرا نه شورش یک گروه بر علیه حکومتی مستقر که دعوای میان دو باند مافیایی و رقیب است. یکی با وحشی گری زن و بچه ها را به کام مرگ می فرستد و دیگری با انتقام جویی هر کسی را که به دستش برسد از دم تیغ می گذراند و با سرمستی جنون آمیزی حتی بر تعداد کشته شدگان حریف نیز تاکید و به آن مباهات می کند.
ردپای این تغییر رفتار را در تمامی بحران ها و حوادث تروریستی و امنیتی این چندساله می توان دید. مثلا بخش زیر را بخوانید که – در مورد همین ماجرای اخیر است و - از روی خبر رادیو فردا انتخاب شده. با این توضیح که تاکیدها از من است.

"" ایرج حسن‌زاده، رئیس شورای اطلاع رسانی استان كردستان، به خبرگزاری جمهوری اسلامی، ایرنا، گفت: «این دو نفر پس از ارتكاب جنایت از محل گریخته بودند كه با پیگیری‌های امنیتی و انتظامی به دام افتادند كه در درگیری به هلاكت رسیدند.» رئیس شورای اطلاع رسانی استان كردستان همچنین تاکید کرده است که «عاملان پنهان و آشكار» این تیراندازی «دستگیر و مجازات» خواهند شد. در تیراندازی، روز پنجشنبه شهر سنندج، آنگونه که خبرگزاری‌ها گزارش کرده‌اند چهار پلیس و یک شهروند سنندجی کشته شده‌اند. تیراندازی در شهر سنندج در حالی صورت گرفته است که در ۳۱ شهریور ماه امسال نیز در مهاباد، دیگر شهر کردنشین ایران، هنگام رژه نیروهای مسلح، انفجار بمب در میان تماشاکنندگان، بیش از ۱۰ نفر کشته و د‌هها زخمی برجای گذاشت؛‌ کشته‌شدگان این انفجار بیشتر از میان زنان بودند. هنوز هیچ گروهی مسئولیت تیراندازی در شهر سنندج و بمبگذاری در شهر مهاباد را به عهده نگرفته است. پیش از این نیز سپاه پاسداران اعلام کرده کرده بود که ۳۰ نفر از «عوامل اصلی و محوری» انفجار مهاباد را کشته است. ( برای دیدن اصل خبر به اینجا بروید)""

چیزی که در این نوع خبررسانی جلب توجه می کند کاهش وظایف حکومت از نهادی درمانگر و پیش گیر به مجموعه ای خونخوار و انتقام جو است. نه در این متن و نه در هیچ خبر دیگری از این دست نمی توان نشانی از نگاه مدرن و علمی حکومت به پدیده ی تروریسم و مشکل اقلیت های نژادی یافت. تنها کسانی نیز که از طرف حکومت در مورد چنین حوادثی اظهارنظر می کنند مقامات امنیتی اند و نه جامعه شناسان و جرم شناسان و کارشناسان مسائل قومی... گویی حکومت تنها وظیفه ی خود را انتقام گیری صرف و کشتن مهاجمان می داند، نه احیانا ریشه یابی انگیزه های مهاجمان، کشف علل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی پدیده ی تروریسم و در مرحله ی بعد پیدا کردن راه کاری برای پیش گیری قطعی از وقوع چنین جرایمی.
چنین رویکردی را در تمامی بحران های و مسایل امنیتی اخیر به عینه می توان دید. در مساله ی سوء قصد سریالی به جان پزشکان تهرانی شاهد بودیم که پس از چند روز گفته شد که یکی از مجرمان را کشته ایم(!). در ماجرای بمب گذاری در رژه ی نیروهای مسلح در مهاباد نیز دقیقا شاهد چنین رویکردی بودیم. چیزی که در قطعه ی انتخابی بالا نیز به وضوح دیده می شود. سپاه پاسداران در لحنی کاملا انتقام جویانه اعلام کرده بود که 30 نفر از عوامل اصلی و محوری انفجار مهاباد را کشته است...
در واقع این مساله ای عمومی و کلی است و نباید آن را به یکی دو حادثه ی فوق الذکر منحصر کرد. حتی در نحوه ی برخورد با بحران های پس از انتخابات نیز همگان شاهد غلبه ی تمام و کمال این روحیه ی پرخاشگر و انتقام جو بر حکومت بودیم. سیستان و بلوچستان نیز که سال هاست به عرصه ی قتل و انتقام جویی حکومت و گروه های مخالف بلوچ تبدیل شده است.
*
به راستی، دلیل این تغییر رفتار چیست؟ برای چه حکومت از سازمانی مدرن و عقلانی به گروهی مافیایی و انتقام جو تبدیل شده است؟

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر